تبليغاتX
مرد قبیله سوفي ها
سفره ام خالی است بسم الله ...

 

                       می خواهم تمام دنیا را به یاد بیاورم
  چه قدر راه نرفته از من می گذرد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 18:20  توسط محمد نذیر لاری زاده | 

به نام خدا

یا علی مدد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 13:54  توسط محمد نذیر لاری زاده | 
 

آسمان سجاده های رو به راه
و درختان حاشیه ی آب
 اذان گفته بودند
که به راه افتادی
 سیب های سحرگاهی
به خواب باغچه افتادند
که در کوچه می رفتی
 سایه ای از من دور شد 


                
چه قدر آفتاب های نتابیده در راه است 
        چه قدر راه ناتمام در من به راه می افتد

         من چه قدر ستاره از بر بودم و نمی دانستم        
         من چه قدر در رأس تماشای ماه بودم و نمی دانستم
 
 

حالا زمین به دورم می گردد
و چه قدر درخت تماشا می کنم
سایه ای از تو در راه بود

 

چه پنجره هایی که از زن پر بود
چه کوچه هایی که از سلام خالی
 چه خیابان هایی که از نرفتن پر بود
 و چه راه هایی که خواب کسی می اید ، دیدند
ولی سایه ای از تو در شهر گم شد
 

    

 چه قدر راه نرفته از من می گذرد

                                     
 

ولی سایه ای از تو روزی گذشت
و در آسمان سجاده من شد
سایه ای از من دور می شود

 

چه قدر آبی است
دهکده هایی که در مهتاب به خواب می روند

 

              چه حافظه ای                               
هیچ شهری هرگز                      
  شب ها به خواب نمی رود           

              

و کسی نمی داند
بالای این همه شهر بزرگ
ماه همیشه بیدار است

 

              چه حافظه ای

 

باید تمام جاده های خاکی را حفظ کنم

باید صدای تمام سیبهای که می افتد را بدانم

 

باید مدار زمین را خوب بچرخم
هیچ راهی نباید در شهرها تمام شود
هیچ خوابی نباید بی ستاره آفتابی شود
هیچ سیبی نباید بی صدا بیفتد

 

                       می خواهم تمام دنیا را به یاد بیاورم
  چه قدر راه نرفته از من می گذرد

 

 پشت سرم هستی یا نه ؟

 تو ، سایه ، منی 

 

 

.... من همه ی رفتن را به یاد آورده ام

 

" هیوا مسیح "                                                                        

 

یا علی مدد   

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 12:3  توسط محمد نذیر لاری زاده | 
به نام یار خوبان

سلام

آمدم، اما دير مي دانم ... 

نشد، دور بود ... خيلي دور ...

نكوهشم مكن ...

مسافر ها هميشه دورند ...

آمدم ...

با يك دامن حرف هاي خسته ...

مگو كه زيادند و تاب شنيدن نداري ...

  سلام  

من به درد بودنت هم نمی خورم

گوش کن !

انقدر سبابه ام را کنار گوشم تکان می دهم تا زنجیر هایم را پاره کنی !!

خسته ام ...

من که گفته بودم از شعر تو دورم !

گفتی صبوری کن و دوباره زاده شدم.

از اوج آسمان، نگاهم می سوزد ...

می خواهم بروم کنار کارون

آنجا که همیشه می گویی خوب است و آرم و نا آرامم می کنی ...

همان جایی که همیشه وقتی برش شلوغ می شد

خبر از مرگ مسافری غریب می داد !!!

چقدر نشسته ام کنارش

خشک شد !

ماهی ها رفتند و بوی مرگ گرفت

من خسته ام !

نگاهم کن ...

اصلا نگاهم می کنی؟!

گفته بودم مانده ام میان ماندن ها و نماندن ها ...

چه شد؟!

فقط کمی آن شب باران بارید و صبح شد و ... !

دلم تنگ است ...

این آسمان هم که هر روز کار خودش را می کند !!!

تو که خاموش می شوی !

کارون که خشک می شود !

چه کنم !!؟؟

مرگ هم صدایم نمی کند !

من همیشه دیر رسیدم

نبودی که مردنم را تا رسیدن نظاره کنی !

...

خیالش خیلی دور بود

من مسافر بودم ...

داستان آن شب طعم بادام می داد که دیگر نخوردم !

تاریک بود، همه درها را بروی مسافر شهرشان بسته بودند ...

می دانی چقدر غربتم سوخت ؟!

نمی دانی، می دانم !

من بودم و کارون

همیشه از اسمش می ترسم !

رهایم نمی کند

نمی دانم این کابوس ها چند ساله می شوند ؟!

تو می خوابیدی ...

باد فرار می کرد و غوغا بود ...

لالایی که برایم می خوانی بی خواب می شدم و محو لالای تو

نمی دانم کدام نسیم مرا به لالایت می برد

دلم به حالمان عجیب می سوزد، عجیب !!!

                                                                                                     از دفتر نذلا

 

پ.ن

هر شب،شب توست ...

                                                       یا علی مدد

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 17:10  توسط محمد نذیر لاری زاده | 
یا هو یا من لا هو الا هو

 

اين قطره های اشک، باران نمی شود

زخمی که کهنه شد، درمان نمی شود

آدم نشسته است، حوا نيامده

مهتاب پشت ابر،‌ تابان نمی شود

 

حوا سرشته شد، سيبی درون دست

ديگر نياز به، شيطان نمی شود!

فرياد می زنم: حوا تو رو خدا

ممنوعه آمدی، پنهان نمی شود

 

آدم اشاره کرد، گندم نمی خوری ؟!

پس آسمان چرا، گريان نمی شود؟

ما مثل اين زمين، از خاک خسته ايم

بی خاک و گل که روح، انسان نمی شود

 

حوا ترانه ساخت، از خاطرات سيب

اما شکنجه ها، جبران نمی شود

اين خاک پر گناه، ميراث گندم است

با اين گلايه ها، ويران نمی شود

                                                           

 

 

پ.ن:

مانده ام میان ماندن ها و نماندن ها ...

 

 یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 13:5  توسط محمد نذیر لاری زاده | 

بنام یار خوبان

 

 

 

تو به من خنديدي

و نمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه

سيب را دزديدم

 

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلوده به من كرد نگاه

 سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

 

و تو رفتي و هنوز،

سالها هست كه در گوش من آرام، آرام

خش خش گام تو تكرار كنان،

ميدهد آزارم

 

و من انديشه كنان

غرق اين پندارم

كه چرا،

" خانه كوچك ما سيب نداشت !؟ "

                                                                                                                  حمید مصدق

پ.ن:

همين روزها می آیم ...

با همان سبد سیب سرخی که می گفتی در خواب دیدم ...

                                                                                                 يا علي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 20:13  توسط محمد نذیر لاری زاده | 

 

به نام خداي شهيدان كربلا

 

  

  

 

 

اين چه حزني است نهفته در نام تو كه بي اختيار، دل ها را مي شكند و اشك را در پشت پلاك ها بي قرار مي كند ؟

  

اين چه غم شگفتي است كه تداعي خاطره مقدس تو بر قلب ها مي نشاند و جگرها را خواه و ناخواه به آتش مي كشاند ؟

 

آنگاه كه جبرائيل مصيبت عاشوراي تو را بيان كرد آدم سير گريست و تازه پي به راز "اني اعلم مالا تعلمون" خداوند برد .

  

باري اين گريه دست ما نيست .

 

دل ما از سنگ هم كه باشد در مصيبت تو، نه مي شكند كه خون مي شود، كدام سنگ را روز عاشورا از زمين برداشتند و دلش را خونين نديدند ؟

  

دل ما چگونه خون نباشد از اين مصيبت جانسوز ؟

 

چگونه مي شود كه تو بر فراز قله حقيقت بايستي و فرياد بزني :"هل من ناصر ينصرني"

 

... و ما در حسرت اين چهارده قرن عقب ماندن از كلام تو، در حسرت چهارده قرن ديرتر رسيدن به عاشوراي تو، در حسرت چهارده قرن ديرتر شنيدن فرياد استمداد تو، در خويش مچاله نشويم ؟

 

اما در آن همه مصيبت بي همتا كه بر تو و زينب گذشته است، يك التيام هست و آن التيام براي رهروان اكنون توست و آن اينكه هر برادري، خواهري، پدري، مادري، فرزندي كه عزيز يا عزيزاني را از دست مي دهد كه شهيد يا شهيداني را فديه مي كند و به اوج مصائب تاريخ، به قله رنج هاي بشري به عاشوراي تو و به زينب و بازماندگاه عاشوراي تو مي نگرد و مي رسد به اين واقعيت جانگداز كه "لا يوم كيومك يا اباعبدالله" و ... التيام مي يابد .

 

 

پ.ن :

 

التماس دعا            

همین ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 14:58  توسط محمد نذیر لاری زاده | 

یا حق

 

 

  

 

ديل کارنگی :

برای زندگی فکربکنيد امّاغصه نخوريد .

 

برتراندراس :

اشکال دنيا اينست که جاهلان مطمئن هستندو دانايان مردّد .

 

بالزاک :

هيچ کاربزرگی بدون اراده بزرگ ميسرنيست .

 

هوراس :

مانند سايه ناپايداريم ومانندخاک بی مقدار ازکجابدانيم که تافردازنده خواهيم ماند .

 

کنفوسيوس :

آنقدر به تاريکی لعنت نفرستيد، شمعی روشن کنيد .

 

کنفوسيوس :

آن کس که به فکرفردا نيست به غم فردا گرفتارمي شود .

 

لافونتن :

هرآنچه بخواهيدبدست خواهيدآورد بشرطی که استقامت راسرمايه خودقرار دهيد .

 

گوته :

عقل دروجودما قدرت حيرت آوری دارد پس بهتراست که فکررا حاکم وجودخودقرار دهيم .

 

سولدن :

درجمع آوری دوستان ،دوری از آنها وترک آنها زياد عجله نکن .

 

شامفور :

محبت هزينه ای ندارد، مهربان باشيم .

 

ژان پل سارتر :

انسان مجموعه اي ازآنچه دارد نيست’ بلكه مجموعه اي است ازآنچه هنوز ندارد’اما ميتواند داشته باشد .

 

فولر :

كاراين كره خاكي سامان نخواهد گرفت’ و دير نخواهيد پائيد’ مگرآنكه آنرا كلا بصورت سياره اي در فضا بنگريم و همه انسانها را داراي تقديري مشترك بدانيم يعني يا همه كس ويا هيچكس.

 

بنيانين ديزرائيلي :

انسان مولد شرايط نيست. شرايط مخلوق انسان است .

 

آبراهام مزلو :

آرامش خاطر درآن است كه موسيقيدان’ آهنگ بسازد’ نقاش’ پرده بكشد وشاعر شعر بسرايد.

 

تئودور روزولت :

درهرجا كه هستيد’ وبا هرچه كه دراختيار داريد’ كاري بكنيد.

 

كنفسيوس :

به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد ، يك شمع روشن كنيد.

 

وئيس لومباردي :

بردن همه چيز نيست ؛ امّا تلاش براي بردن چرا .

 

فلوبر:

خوشبختي يعني هماهنگي با حوادث روزگار .

 

سارنف :

داشتن پشتكار ، تفاوت ظريف بين شكست و كاميابي است.

 

لاوس :

وقتي آنچه داريم مي بخشيم ، آنچه نيازمند آنيم دريافت خواهيم كرد.

 

ارسطو :

عاقل آنچه را كه مي داند ، نمي گويد ؛ ولي آنچه را كه مي گويد ، مي داند.

 

ابوالعلا :

بايد از بدي كردن بيشتر بترسيم تا بدي ديدن.

 

منتسكيو :

انسان همچون رودخانه است ؛ هر چه عميق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است.

 

پرمودا باترا :

مشكلات خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر.

 

اپيكور:

كسي كه از هيچ چيز كوچكي خوشحال نمي شود ، هيچگاه خوشبخت نخواهد شد.

 

مترلينگ :

آنچه را كه ما خوشبختي مي ناميم نبودن بدبختي است’خوشبختي حقيقي چيزيست كه هيچ يك از افراد بشر تاكنون نديده اند.

 

مادر ترزا :

هركس كه پشت سر ديگران حرف مي زند ديگر وقت نمي كند كه ديگران را دوست بدارد.

 

ادموند اسپنسر : 

اين ذهن ما است كه ما را شاد يا ناشاد‘ بدبخت يا سعادتمند ‘ غني يا فقير مي سازد .

 

توماس هنري هاكسلي

عظمت زندگي در علم نيست بلكه در عمل است .

 

سامرست موآم :

در زندگي نكته اي بامزه اي هست‘ اگر چيزهاي متوسط را نپذيريد‘ اغلب اوقات بهترين ها نصيبتان خواهد شد . 

 

فئودور داستايوسكي:

زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر ميگويند تا در حفظ آن شريك باشند .

 

ولتر:

زنها مثل ماهي هستند. بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشكل است .

 

گرابه:

زن مخلوقي است كه عميقتر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند. عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است .

 

ميگوئل بوفلر:

چنين است طبيعت زن : دوستت ندارد تا دوستش داري و چو دوستش نداري دوستت دارد .

 

توماس دوار:

شاهراه موفقيت پر است از زنهايي كه شوهران خويش را به پيش ميبرند .

 

رومن رولان:

مردان آفريننده كارهاي بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان .

 

ريچارد استل:

زنان اميال خود را بهتر از مردان پنهان ميكنند. اما مردان بهتر از زنان اميال خود را كنترل ميكنند .

 

نهرو:

به گذشته خود هرگز نمی اندیشیم مگر آنکه بخواهیم از آن نتیجه بگیریم .

 

ابوعلی سینا :

نشان دوست خوب آن است که خطای ترا بپوشد و تورا پند دهد و رازت  آشکار نسازد .

 

آلبرت هوبارد :

شکستی نیست مگر دست کشیدن از تلاش .

 

پلوتارک :

برای شب پیری در روز جوانی باید چراغ تهیه کرد .

 

پوشه :

به گوش ودل خود بخوانید که همیشه از شادی دیگران شاد میشوید .

 

ناپلئون :

پیروزی نصیب کسانی میشود که بیش از همه استقامت دارند .

 

ماري آمپر :

ازدواج مقدس ترين قرار دادها محسوب ميشود .  

 

سقراط :

ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است .

 

بودبورنز :

ازدواج مثل يك نقشه ي جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد،جبرانش غيرممكن خواهد .

 

رونالد :

ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد،براي پول هم از بين مي رود .

 

ناپلئون :

ازدواج هميشه به عشق پايان داده است .

 

پرل باك

انتخاب پدرومادر دست خود انسان نيست، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم .

 

بردون :

با زني ازدواج كنيدكه اگر مرد بود،بهترين دوست شما مي شد .

 

سوني اسمارت :

با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصلهاي خسته كننده او را اصلا نخوانيد .

 

سروانتس :

براي يك زندگي سعادتمندانه ،مرد بايد كر باشد و زن لال .

 

كريستين :

ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ شجاعت ميخواهد .

 

اسمايلز :

تا يك سال بعد از ازدواج ،مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند .

 

فرانكلين :

پيش زا ازدواج چشمهايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد .

 

آرت بوخوالد :

تنها علاج عشق ازدواج است .

 

سعيد نفيسي :

ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند،اگر خوب گرفت هر دوزنده مي شوندو اگر بد شد هر دو مي ميرند .  

 

تن :

ازدواج عبارت است از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي، سه سال جنگ وسي سال تحمل !

 

سيريوس :

شوهر مغز خانه است و زن قلب آن .

 

بالزاك :

عشق،سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق .

 

لرد لوچستر :

قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم ولي داراي هيچ نظريه اي نيستم .

 

بن بيكر :

مرداني كه مي كوشند زنها را درك كنند، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند .

 

سينكالويس :

با ازدواج ،مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش .

 

سقراط :

ازدواج كنيد،به هر وسيله اي كه مي توانيد،زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شديد فيلسوف بزرگي مي شويد .

 

يك دانشمند لهستاني :

قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن .

 

كارول بيكر :

مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد .

 

آگاتا كريستي :

من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم .

 

ولتر :

هر چه متاهلان بيشتر شوند، جنايت ها كمتر خواهد شد .

 

جانسون :

هيچ چيز غرور مرد رابه اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد،چون هميشه آنرا مربوط به خودش مي داند .

 

شارل بودلر :

تا ازدواج نكرده اي نمي تواني در باره ي آن اظهار نظر كني .

 

مارك تواين :

ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد .

 

ولتر :

ازدواج مجموعه اي از مزه هاست :هم تلخي وشوري دارد ،هم تندي و ترشي و هم شيريني و بي مزگي .

 

ليليان کارتر :

بعضی وقتها، هنگامی که به فرزندانم نگاه می‌کنم به خودم می‌گويم: ليليان، تو بايد باکره باقی می‌ماندی.

 

مارک تواين :

هنگام خواندن کتابهای بهداشتی خيلی دقت کنيد. اگر اشتباه چاپی داشته باشد ممکن است باعث مرگتان شود .

 

سقراط :

برای ازدواج کردن لحظه‌ای درنگ نکنيد. اگر زن خوبی نصيبتان شود، خوشبخت می‌گرديد و اگر زن بدی گيرتان آمد فيلسوف می‌شويد .

 

جيمی دورانت :

زن من در حرف زدن مشکل دارد. به همين خاطر هر از گاهی مجبور است حرف زدنش را متوقف کند تا نفس بکشد.

 

جيلی کوپر :

مردان مثل حيوانات خانگی هستند: اگر با آنها با قاطعيت و در عين حال ملاطفت برخورد کنيد می توانند ياد بگيرند که هر کاری را انجام دهند.

 

زازا گابور :

من هرگز از مردی آنقدر متنفر نشده‌ام که جواهراتش را پس بدهم.

اد فورگل :

من آنقدر بدشانسم که اگر گورستان بخرم، مردم ديگر نمی ميرند.

 

اسپايک ميليگان :

پول خوشبختی نمی‌آورد .... اما شکل دلپذيرتری از بدبختی را برايتان فراهم می‌سازد.

 

هنی يانگ من :

فايده خوشبختی چيست؟ خوشبختی که شما را پولدار نمی‌کند.

 

هربرت هنری :

جوانی دوران ايده‌الی در زندگی خواهد بود، اگر کمی ديرتر برسد.

 

وينستون چرچيل :

نگران دوری جستن از وسوسه‌ها نباشيد. به مرور که سن‌تان بيشتر می‌شود، خود آنها از شما دوری می‌جويند.

 

بيلی کريستال :

زمانی که يک مرد به قدر کافی عاقل می‌شود که مواظب باشد پايش را هرجائی نگذارد، موقعی است که آنقدر پير شده که ديگر نمی‌تواند هيچ جايی برود.

 

گوته :

سعي کن اون چيزهايي که دوست داري بدست بياري وگرنه مجبوري اون چيزايي که داري رو ذوست داشته باشي .

 

پاولوفا  :

راز موفقيت اين است : هدفي را بي وقفه دنبال کنيد .

 

اسپنسر جانسون :

انسان بدون تغيير نابود مي شود .

 

دامبلدور :

همه انسانها استعدادعجيبي در بدست اوردن چيزهايي دارند که برايشان مضر است .

 

جوآن بائز :

فعاليت نوشداروي نا اميدي است .

 

نيچه :

مردم خود را با هر چيزي خسته مي كنند مگر با تفهيم و انديشه .

 

آنتوان چخوف :

ايمان قوت روح است .

 

لاندور :

اميد ما در ايمان است .

 

اميل زولا :

اغلب آن هايي پيروز و موفق مي شوند كه كمتر تعريف و تمجيد شنيده باشند .

 

استراتین:

تصميم ها  بيش از  منابع  در توسعه يافتگی کشورها موثرند .

 

سهراب سپهری :

رازهای ما از روحمان حق السکوت می گيرند  .

 

دکتر علی شریعتی :

خدا از آدمهایی که ضعف خود را می خواهند با خداپرستی جبران کنند بیزار است  .

 

بودا :

از رنگ خاکستری مو نمی شه عمر قلب را شناخت  .

 اسپارو :

بدون تو ، تحمل بهشت ممکن نیست و با تو ، دوزخ دیگر مکانی جهنمی نیست  .

 

دکتر علی شریعتی :

به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم .

 

کیم وو چونگ :

شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید  .

 

مارکز :

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد  .

 

برایان تریس :

بهترین راه پیش بینی آینده ، ساختن آن است .

 

گوته :

در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آمیزی نهفته است  .

 

تاگور :

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند  .

الکساندر دوما :

زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند  .

 اندرو متیوس :

شانس هرگز کافی نیست  .

 

مارکز :

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند .

 

آنتونی رابینز :

قانون احتمالات یادت نره ، بلاخره یک نفر خواهد گفت بله  .

 

آنتونی رابینز :

اگر فکر می کنید که موفق می شوید یا شکست می خورید، در هر دو صورت درست فکر کرده اید  .

 

لارو شفوکو :

وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است  .

 

امرسون :

در تاریخ جهان ، هر لحظه عظیم و تعیین کننده ، پیروزی نوعی عشق است  .

 

تاگور :

دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی ، دنبال کسی باش که بدون او نتوانی زندگی کنی  .

 

تاگور :

عشق ، فراموش کردن خود دروجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد  .

توماس ادیسون :

موفقیت ، یک درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ریختن  .

هولمز :

مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم  .

 

هنري کيسينجر :

خوبي شهرت در اين است که وقتي شما در يک ميهماني ديگران را کسل مي کنيد آنان تصور مي کنند که ايراد از خود آنهاست .

 

کنفوسيوس :

نداشتن شکيبايي درمسايل کوچک ، نقشه هاي بزرگ را ناکام مي سازد .

 

پرمود بترا :

حتي ناپلئون هم در يک سوم جنگ هايش شکست خورد .

 

گاندی :

حقیقت داروی تلخی است که ثمرات شیرین دارد .

 

شكسپير :

آنان كه پيروز مي شوند همان هايي هستند كه از مشورت دوستان بهره مي برند . 

 

وينست لمباردي :

مهم نيست اگر زمين بخوريد مهم دوباره برخاستن است .

 

نانسي سيسمن :

حرمت اعتبار خود را هرگز در ميدان مقايسه خويش با ديگران مشكن .

 

لوسيلس . هارپر :  

خود پرست غيبت كسي را نمي كند تنها خوبي آن همين است .

 

شكسپير :

به همه عشق بورز ، به تعدادكمي اعتمادكن و به هچ كس بدي نكن .

 

شكسپير :

هرگز از شنيدن آنچه شرافتمندانه انجام داده اي شرم نداشته باش .

 

افلاطون :

از نزديكي به كسي كه قادر به حفظ اسرار و رموز زندگي خود نيست پرهيز نما .

 

دانته :

بهشت نيز در تنهايي ديديني نيست .

 

دانته :

بياييد با آنان سخن نگوييم، فقط به آنان بنگريم و بگذريم . 

 

مارتينا ري كوك :

تنها تو مي تواني كه آرامش را در اندرون خويش سكنا دهي .

 

كولين مك كارتي :

تا از قلب دشواريها گذر نكني هرگز توان و قدرت نيابي .

 

لوبريست :

عاشق بودن يعني خوشبختي خود را با خوشبختي ديگران توام كردن . 

 

پنياكوو :

قمار باز به ترتيب چهار چيز خود را از دست مي دهد: پول ، وقت، وجدان و زندگي . 

 

كتلين.ا. برين :

بنياد ايمان را بيم ويران مي كند. از هراس در گذر .

 

هلن كلر :

گرامي ترين و زيباترين ها در جهان نه ديده مي شوند و نه حتي لمس مي شوند آنها را تنها بايد در دل حس كرد.

 

افلاطون :

عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت مي برد .

 

شكسپير :

هيچگاه مگذار شب و روز بدون عبادت بگذرد و هميشه به ياد آر انچه را خداوند انجام داده است .

 سين كدول :

به مشكلهايتان بخنديد تا هميشه موضوعي براي خنديدن داشته باشيد .

 

گوته :

پيروي و پيشرفت ملك بلا مانع  كساني است كه داراي استقامت ثبات قدم باشند .

 

رالف والدر امرسون :

هر انچه پشت سر داريم و هر آنچه پيش رو داريم در قياس با آنچه در درون ما نهفتخه است ، حقير و ناچيز است .

 

دانته :

روحشان غمناك خواهد بود انانكه زندگي شان را بدون ستايش و سرزنش گذرانده اند .

دوناك :

اگر داراي قلب مهربان نباشيم هرگز نمي توانيم عادل باشيم .

اردينال نيوتن :

تنها نشان زندگي رشد كردن است . 

 

ل.ف.پ :

زندگي با عشق هر گز ملال آور نخواهد بود .

 

نانسي سيمس :

هرگز اميد را از كف مده آنگاه كه چيز ديگري براي دادن در كف نداري .

 

اسمايلز :

ارزانترين چيزها مهرباني است كه به كار بردن ان مستلزم كمترين ناراحتي و فداكاري است .

 

ناپلئون :

حرفي رو بزن كه بتوني بنويسي، چيزي رو بنويس كه بتوني پاشو امضا كني و چيزي رو امضا كن كه بتوني پاش وايستي .

 

ناپلئون :

آلام و ناراحتي ها فكر انسان راقوي مي نمايد .

 

دهخدا :

با هزاران کس مشورت کن ولی راز خود با يکی مگوی .

 

آنتوان دوسنت اگزوپری :

ارزش هر چيز به اندازه عمريست که به پای آن صرف کرده‌ای .

 

اسپايک ميليگان :

پول خوشبختي نمي‌آورد .... اما شکل دلپذيرتري از بدبختي را برايتان فراهم .

 

دکتر علی شریعتی :

خدايا !  چگونه زيستن را به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت .

 

ميشل فوکو :

فرق ما با ديوانه ها در اين است که ما در اکثريت هستيم .

 

کانت :

چنان باش که به همه بتواني بگوئي چون من باش !

 

شکسپير :

اشتباه را محکوم کن نه آنکه اشتباه از او سر زده .

 

حضرت علي (ع) :

خردمند به کار خويش تکيه ميکند و نادان به آرزوي خويش .

 

فردريش نيچه :

اشتباهات انسانهاي بزرگ قابل احترام است زيرا ثمر بخشتر از حقايق انسانهاي کوچک است.

 

دکتر علی شریعتی :

نوشتن برای فراموش کردن است ، نه به یاد آوردن !!!

 

اسپايک ميليگان :

چشمهايت زمين سبز محبت بود و من قانون جاذبه اش را وقتي سيب سرخ دلم افتاد فهميدم.

 

دکتر علی شریعتی :

هيچوقت به خدا نگوييد: من يك مشكل بزرگ دارم به مشكلتان بگوييد: من يك خداي بزرگ دارم

 

دکتر علی شریعتی :

من از چشمان خود آموختم رسم محبت را

که هر عضوي به درد آيد به جايش ديده مي گريد

 

دکتر علی شریعتی :

آدم وقتي جوونه سلامتيشو از بين ميبره تا به پول برسه و وقتي که پير شد پولاشو از بين ميبره تا سلامتيشو دوباره بدست بياره ... 

 

  

                     عيد غديرخم مبارك باد    

 

                                                یا علی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 17:31  توسط محمد نذیر لاری زاده | 

به نام یار خوبان

 

بمناسبت سالگرد تولد نونای من ...

 

شب میلاد تو ای یار مرا

شب غمگینی بود

خانه با یاد تو از گل لبریز

همه جا پرتو لرزنده ی شمع

دوستانت همه جمع 

عاشقانت همه شاد

 

لیک در جمع عزیزان تو نبودی افسوس ...

همه با یاد تو در طیف سرور

خانه در گل مستور

همجا لعمه ی نور !

یاد شیرین تو در جمع نشاط 

عکس زیبای تو در جام بلور

لیک در جمع عزیزان تو نبودی افسوس ...

 

همه با یاد تو خندان بودند

و من "خانه به طوفان داده" در میان همه گریان بودم

شمع هم همراه دل من می سوخت

و کسی آگه از این راز نبود

چه کنم ؟ بی تو در شادی ها بر دلم باز نبود!

شمع هم گریان بود  

لیک ای معنی عشق , اشک دل داده کجا گریه شمع کجا ؟


من کجا با دل تنگ , شادی جمع کجا  ؟!

 

چه شب تلخی بود , شب تنهایی من

من که در بستر غمها بودم

من که از اشک غریبانه چو دریا بودم

تو ندانی که چه تنها بودم ...

 

کا ش می دانستی شب میلاد غریبت ای یار من

 به اندازه ی چشم همه مردم شهر گریه کردم در خویش

گریه ام بدرقه ی راهت باد

شب میلاد تو من بودم و اشک 

من که از اشک غریبانه چو دریا بودم

آه ای معنی عشق تو ندانی که چه تنها بودم ...

                                                             نذلا

پ.ن :

بمناسبت سالگرد تولد نونای من ...

مهربان عشقم ... تولدش مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 19:30  توسط محمد نذیر لاری زاده | 

یا حق

 

یک نفر آهسته قدم می زد

در کنار برج های سیاه

پشت قفس شیشه ای مغازه ها

توی گودی نگاهش

چشم ها زخمی و سرخش

آن لب کارد خورده و آویزانش

درد حک شده بود

آهسته قدم می زد

پی تنهایی خویش

نگرانی توی تنش می لولید

دور را می پایید

یک تیر بلند

بر فرازش مهتاب

روی خیالش نور را می پاشید

سر چها راهی ذهنش پلیسی را دید

رفت جلو

گفت : " من گم شده ام !!! "

توی این سد (صد) سال اخیر !

آهسته قدم می زد

دور دور از زیبایی

دور دور از گل سرخ ... شبنم ... سبزی ... برگ ...

دور دور از چلچله ها ... کوه ها ... آب ها ... ماهی ها ...

دور دور از عشق

 

 دور و برش سیمان بود ... گچ بود ... آهن بود ...

غم بود ...

عکس خودش را توی آیینه تمدن می دید

سایه ای که تنش کت شلوار قشنگی شده بود !!!

                                                                                        از دفتر اهورا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یا علی 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:11  توسط محمد نذیر لاری زاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
یا حق

نام من رفته است روزی بر لب جانان به سهو
اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز

یا علی مدد


پیوندهای روزانه
فرار از تنهايي
آوای بوتیمار (بوتیمار قبیله)
ستاره ابری
شعر نو (س ا ب)
صوفی
سرزمین رویاها (سما)
بی نشونه (فلورا تاجیکی)
منطقه کلیدبر صومعه سرا
سال های تاکنون (عبدالجبار کاکایی)
عشق مهتاب
وب سایت شخصی سجاد
اشراق در بی شمسی (احمد بیرانوند)
سلام بر عزيز دل حيدر
نگار (هم سوگند)
دولتمند آنی
خیال واقعی
عشقولانه (محمد طاهری)
جوانان (دکتر رحمانی)
شطرنج (حبیب)
درس های معنوی طبیعت (هویار)
نامه هاي من براي رامـــــــــــــــــــا (بهادر)
مرجان دریایی
دنیای لی لی
به خدا نامه خواهم نوشت (شیما کیا)
پرشیا (خوزه رضا)
آتنا
دریا (هلیا)
پسر کوهستان (آریا)
حریم جانان
شوریده(مرسا)
موسیقی نارنج
گوشواره (میترا آزاده)
ستاره شهر
آتش روح
سفر سبز (مسافرکوچولو)
محمد امین حصیری
حس اول
تازه های ادبی
مریم گل
بزم خدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مرداد 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آرشیو موضوعی
اخبار ادبی (ایسنا - ایلنا - مهر - موج - جام جم )
از دفتر سهراب ...
از دفتر فروغ ...
مطالبی از پایگاه های ادبی
هر روز با ادبیات زندگی ...
وصیت ...
سر کلاس استاد شریعتی ...
از دفتر فروغ ...
از دفتر مهدی اخوان ثالث ...
گلچین اشعار ...
گلچین متون ...
از دفتر نذلا (نذیر)
از دفتر کلاغ بیکار
با بزرگان ...
تازه های نشر
شعر و متن
مقالات - تازه ها - مصاحبه ها
معرفی کلوپ های ادبیات و شعر
از دفتر آیلار (نرگس الهی)
آموخته ها ...
جملات کوتاه و قصار
از دفتر اهورا (یاسین اسروش)
هنر قبیله
از دفتر حميد مصدق ...
پیوندها
زندگی نامه و نظرات و عقاید فلاسفه
همه چیز در مورد فلسفه
آموزش داستان نویسی
درس هايي كوتاه از دكتر الهي قمشه اي
داستان های صادق هدایت ( 1951-1903 میلادی)
ديوان شمس تبريزي
رباعيات عمرخيام
مولا نا جلال الدين محمد مولوي رومي
شاهنامه فردوسي ، رباعيات خيام ، ديوان حافظ
دكلمه شعر شاعران معاصرايران
متن شاهنامه فردوسي به فارسي
ديوان كامل حافظ
فال حافظ با صوت
ابوسعيد ابوالخير
بابا طاهر عريان
اشعار و نوشته های فروغ
سهراب سپهری - اشعار و آثار
اشعار احمد شاملو
اشعار سیمین بهبهانی
اشعار مهدی اخوان ثالث - م. امید
اشعار فریدون مشیری
متن كامل شاهنامه اثر جاويدان فردوسى طوسى
رباعيات عمر خيام - فارسي - انگليسي - آلماني + بيوگرافي
متن کامل رباعيات خیام به زبان انگليسي
اشعار مولانا به فارسي و انگليسي - آلبوم عکس
مباحثي از مولانا
بانک شعر هاي شاعران نو پا
مقالات و بيوگرافي هايي از شاعران کهن ايران
دیوان پروین اعتصامی ( 1941-1906 میلادی)
اشعار نیما یوشیج - علی اسفندیاری
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟!
عشق جاودان (مهرنوش كياني راد)
از كجاي سياه بنويسم ؟ (آزاده بشارتي)
در فصل شعر (طاهره كوپالي)
منظومه عشق سراب (سراب )
ساز هماهنگ هستی (نی لبک)
مرد کویری
طولانی تر از سکوت - ( منیژه رزاقی (قاصدک))
نسیم دریای آبی
احسان مهدیان (هجووووووووووووم)
ماورای دل (آشنا)
تنها ترین شاپرک
بلور مهتاب
عطر نعنا
ترنم (بنفشه الياسي)
روزنوشت هاي احسان مهديان
اشعار سید محمد رضا هاشمی زاده
انجمن مجازي نقد شعر
فرياد هاي من (هم سوگند)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


www.irLearn.com

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران