![]() |
![]() |
|
| سفره ام خالی است بسم الله ... |
|
به نام یار خوبان
بمناسبت سالگرد تولد نونای من ...
شب میلاد تو ای یار مرا شب غمگینی بود خانه با یاد تو از گل لبریز همه جا پرتو لرزنده ی شمع دوستانت همه جمع عاشقانت همه شاد
لیک در جمع عزیزان تو نبودی افسوس ... همه با یاد تو در طیف سرور خانه در گل مستور همجا لعمه ی نور ! یاد شیرین تو در جمع نشاط عکس زیبای تو در جام بلور لیک در جمع عزیزان تو نبودی افسوس ...
همه با یاد تو خندان بودند و من "خانه به طوفان داده" در میان همه گریان بودم شمع هم همراه دل من می سوخت و کسی آگه از این راز نبود چه کنم ؟ بی تو در شادی ها بر دلم باز نبود! شمع هم گریان بود لیک ای معنی عشق , اشک دل داده کجا گریه شمع کجا ؟
چه شب تلخی بود , شب تنهایی من من که در بستر غمها بودم من که از اشک غریبانه چو دریا بودم تو ندانی که چه تنها بودم ...
کا ش می دانستی شب میلاد غریبت ای یار من به اندازه ی چشم همه مردم شهر گریه کردم در خویش گریه ام بدرقه ی راهت باد شب میلاد تو من بودم و اشک من که از اشک غریبانه چو دریا بودم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 19:30 توسط محمد نذیر لاری زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
یا حق
نام من رفته است روزی بر لب جانان به سهو اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز یا علی مدد |
|
RSS
|