![]() |
![]() |
|
| سفره ام خالی است بسم الله ... |
![]() ![]()
اين قطره های اشک، باران نمی شود زخمی که کهنه شد، درمان نمی شود آدم نشسته است، حوا نيامده مهتاب پشت ابر، تابان نمی شود حوا سرشته شد، سيبی درون دست ديگر نياز به، شيطان نمی شود! فرياد می زنم: حوا تو رو خدا ممنوعه آمدی، پنهان نمی شود آدم اشاره کرد، گندم نمی خوری ؟! پس آسمان چرا، گريان نمی شود؟ ما مثل اين زمين، از خاک خسته ايم بی خاک و گل که روح، انسان نمی شود
حوا ترانه ساخت، از خاطرات سيب اما شکنجه ها، جبران نمی شود اين خاک پر گناه، ميراث گندم است با اين گلايه ها، ويران نمی شود
مانده ام میان ماندن ها و نماندن ها ...
یا علی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 13:5 توسط محمد نذیر لاری زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
یا حق
نام من رفته است روزی بر لب جانان به سهو اهل دل را بوی جان می آید از نامم هنوز یا علی مدد |
|
RSS
|